جزئیات تکنیکی و فنی استراتژی آلفونسو مورنو
هدف این بخش، عمق بخشیدن به درک شما از استراتژی عرضه و تقاضای مورنو و ارائه ابزارهای تحلیلی بیشتر است.
1. وزندهی و درجهبندی بیسها (نواحی عرضه و تقاضا)
وزندهی به یک ناحیه یعنی اینکه چقدر به آن اعتماد کنید. این درجهبندی بر اساس چند عامل اصلی انجام میشود:
- الف. قدرت حرکت از ناحیه (Strength of the Move Away):
- اولویت بالا (High Priority): هرچه حرکت قیمت از ناحیه بیس انفجاریتر، سریعتر و با کندلهای بلندتر و بدون برگشت (impulsive) باشد، ناحیه قویتر است. این نشاندهنده ورود ناگهانی و حجم بالای سفارشات نهادی است.
- اولویت متوسط: حرکت قیمت نسبتاً قوی است، اما ممکن است شامل چند کندل کوچک یا سایههایی باشد که نشاندهنده مقاومت جزئی است.
- اولویت پایین: حرکت قیمت کند و تدریجی است. این ناحیه معمولاً ضعیف و بیاعتبار است و باید نادیده گرفته شود.
- ب. تازگی ناحیه (Freshness):
- اولویت بالا: نواحی که قیمت هرگز به آنها بازنگشته است (untouched zones)، بالاترین اعتبار را دارند. اینها "سفارشات دستنخورده" نهادیها هستند.
- اولویت متوسط: نواحی که یک بار لمس شده و واکنش نشان دادهاند، اما همچنان حرکت قوی را حفظ کردهاند. (مورنو معمولاً اینها را نیز رد میکند مگر اینکه خیلی واضح و قوی باشند).
- اولویت پایین: نواحی که چندین بار لمس شده و از آنها واکنش مشاهده شده است. اینها به شدت تضعیف شدهاند و پتانسیل بالایی برای شکست دارند.
- ج. نسبت ریوارد به ریسک (R/R Ratio):
- اولویت بالا: هر معاملهای که پتانسیل R/R آن حداقل 1:3 یا بیشتر باشد. مورنو بر این معیار به شدت تأکید دارد و معتقد است بدون R/R مناسب، حتی قویترین ناحیه هم ارزش معامله ندارد.
- اولویت پایین: معاملاتی که R/R کمتر از 1:2 دارند.
- د. موقعیت ناحیه در "کَرو" (The Curve / Location in the Curve):
- این یک مفهوم مهم در سبک مورنو است. "کَرو" یا "منحنی" به معنی موقعیت فعلی قیمت در یک روند کلی در تایمفریم بالاتر است.
- برای ناحیه تقاضا (خرید): بهترین نواحی تقاضا، آنهایی هستند که در "کف" یک روند صعودی کلی (در تایمفریم بالاتر) یا در انتهای یک پولبک عمیقتر در همان روند قرار دارند. یعنی شما میخواهید "در کف منحنی خرید کنید" (Buy Low in the Curve).
- برای ناحیه عرضه (فروش): بهترین نواحی عرضه، آنهایی هستند که در "سقف" یک روند نزولی کلی (در تایمفریم بالاتر) یا در انتهای یک پولبک عمیقتر در همان روند قرار دارند. یعنی شما میخواهید "در سقف منحنی فروش کنید" (Sell High in the Curve).
- نواحی عرضه در کف منحنی (روند صعودی) و نواحی تقاضا در سقف منحنی (روند نزولی) معمولاً کماعتبار هستند یا فقط برای اهداف کوچک (Scalping) مناسبند.
- ه. اندازه ناحیه بیس:
- اولویت بالا: بیسهای کوچک و فشرده (شامل 1 تا 3 کندل با بدنههای کوچک). این نشاندهنده جمعآوری سریع سفارشات و عدم اتلاف وقت نهادهاست.
- اولویت پایین: بیسهای خیلی بزرگ و کشیده. اینها نشاندهنده عدم تصمیمگیری و تضعیف احتمالی سفارشات هستند.
2. تایمفریمهای دستهبندی شده
مورنو به شدت بر رویکرد بالا به پایین (Top-Down Approach) در تحلیل مولتی تایمفریم تأکید دارد. این بدان معناست که شما همیشه از تایمفریمهای بزرگ شروع میکنید و سپس برای جزئیات و ورود، به تایمفریمهای کوچکتر میروید.
- تایمفریم بلندمدت (Long-Term - Trend/Major Zones):
- هفتگی (Weekly - WK) و ماهانه (Monthly - MN): این تایمفریمها برای شناسایی روند اصلی بازار و قویترین نواحی عرضه و تقاضا که میتوانند باعث برگشتهای بزرگ یا ادامه روندهای بسیار طولانی شوند، استفاده میشوند. این نواحی برای معاملات سرمایهگذاری (Investment Trading) یا نوسانگیری بلندمدت (Swing Trading) مناسب هستند.
- کاربرد: تعیین جهت کلی بازار و شناسایی موانع و اهداف بسیار بزرگ.
- تایمفریم روزانه (Daily - D1) و 4 ساعته (H4) - هسته استراتژی "Set and Forget":
- اینها تایمفریمهای اصلی آلفونسو مورنو برای شناسایی نواحی معاملاتی و اجرای استراتژی "Set and Forget" هستند.
- روزانه (D1): برای شناسایی روند میانی و نواحی قویتر که میتوانند هدف اصلی معاملات بلندمدت باشند.
- 4 ساعته (H4): بهترین تایمفریم برای یافتن فرصتهای "Set and Forget" با R/R بالا. اغلب ورودها در همین تایمفریم تنظیم میشوند.
- کاربرد: شناسایی نواحی تازه و قدرتمند که پتانسیل برگشت قیمت را دارند و تنظیم اردرهای Limit با حد ضرر و حد سود مشخص.
- تایمفریمهای کوتاهمدت/اسکالپینگ (Scalping/Intraday - M15, M5, M1):
- مورنو در ابتدا خودش در تایمفریمهای کوچک (مثل M5, M15) معامله میکرده اما به دلیل استرس و پیچیدگیهای بالا آن را رها کرده است.
- احتیاط: استفاده از این تایمفریمها با استراتژی مورنو بسیار دشوارتر و پر ریسکتر است. نواحی در این تایمفریمها اعتبار کمتری دارند و نویز بازار بسیار بالاست.
- کاربرد محدود: ممکن است برای فیلتر کردن ورود در تایمفریمهای بالا (مثلاً در H4 یک ناحیه دارید، وارد M15 میشوید تا تأیید کندلی برای ورود دقیقتر بگیرید)، اما نه برای یافتن نواحی اصلی یا "Set and Forget" شدن. آلفونسو ترجیح میدهد مستقیماً در HTF (مثل H4) وارد شود و کمتر به LTF برای تأیید ورود نگاه کند.
- استثنا برای اسکالپرها: اگر شما یک اسکالپر حرفهای هستید، میتوانید از همین اصول در تایمفریمهای پایین استفاده کنید، اما باید بدانید که ریسک به شدت بالاتر و نیاز به نظارت مداوم است. این با فلسفه "Set and Forget" در تضاد است.
3. ترکیب حجم کندلها با استراتژی آلفونسو
آلفونسو مورنو به طور عمده بر پرایس اکشن خالص تکیه میکند و در منابع اصلی خود، اشاره مستقیمی به استفاده از "حجم کندلها" (Volume per Candle) به عنوان یک فیلتر اصلی ندارد. او بیشتر به ظاهر و قدرت حرکت کندلها (شکل بدنه، طول سایه، قدرت حرکت از بیس) اهمیت میدهد که خود تا حدی نشاندهنده حجم و شدت هستند.
با این حال، درک عمومی پرایس اکشن حرفهای نشان میدهد که حجم (Volume) میتواند به عنوان یک تأییدکننده (Confirmation) استفاده شود:
- حجم بالا هنگام شکست (Breakout) از ناحیه بیس: اگر قیمت با حجم بالا و کندلهای قوی از ناحیه بیس خارج شود، این تأیید میکند که ورود پول هوشمند (Smart Money) واقعی و قدرتمند بوده است.
- حجم کاهشیافته در پولبک (Pullback) به ناحیه: وقتی قیمت به ناحیه عرضه یا تقاضا بازمیگردد، اگر این بازگشت با حجم کمتری همراه باشد، نشاندهنده این است که علاقه کمتری برای ادامه روند فعلی وجود دارد و احتمال واکنش از ناحیه بیشتر است.
- حجم بالا در ناحیه ورود: وقتی قیمت به ناحیه شما میرسد و کندلهای واکنشدهنده (مثلاً پین بار یا انگالفینگ) با حجم بالا تشکیل میشوند، این میتواند تأییدکننده ورود شما باشد.
نکته مهم: در فارکس، حجم (Volume) به معنای دقیق حجم مبادلات (Exchange Volume) وجود ندارد، بلکه حجم "تیک" (Tick Volume) نشاندهنده تعداد تغییرات قیمت در یک دوره زمانی است. این میتواند تقریبی از فعالیت باشد، اما نه حجم واقعی. مورنو به همین دلیل بیشتر به پرایس اکشن خام و ظاهر کندلها اتکا میکند.
4. چگونگی پیدا کردن تارگت (Target) مناسب
پیدا کردن تارگت (حد سود) مناسب به اندازه پیدا کردن ناحیه ورود حیاتی است و مستقیماً به مفهوم R/R مرتبط است.
- تارگت در ناحیه مخالف بعدی: سادهترین و مؤثرترین راه، قرار دادن حد سود در نزدیکترین ناحیه عرضه/تقاضای قوی و تازه بعدی در جهت روند است.
- برای خرید (از ناحیه تقاضا): هدف شما ناحیه عرضه قدرتمند بعدی در بالای قیمت خواهد بود.
- برای فروش (از ناحیه عرضه): هدف شما ناحیه تقاضای قدرتمند بعدی در پایین قیمت خواهد بود.
- تارگت در سطوح ساختاری مهم (Key Structural Levels): سقفها و کفهای قبلی که شکسته شدهاند و اکنون میتوانند به عنوان حمایت/مقاومت عمل کنند، میتوانند به عنوان اهداف جزئی یا کلی در نظر گرفته شوند.
- تارگت در چند مرحله (Partial Take Profit):
- میتوانید بخشی از پوزیشن خود را در R/R 1:1 یا 1:2 ببندید (اصطلاحاً "Scale Out") و سپس حد ضرر باقیمانده پوزیشن را به نقطه ورود (Break-Even) یا سود (Trailing Stop) منتقل کنید.
- سپس اجازه دهید بخش دوم پوزیشن تا تارگت اصلی (R/R 1:3 یا بیشتر) یا حتی تا ناحیه مخالف در تایمفریم بالاتر ادامه یابد.
- این روش ریسک شما را کاهش داده و تضمین میکند که حتی اگر قیمت برگردد، حداقل سودی کسب کردهاید.
- توجه به "کَرو" (The Curve) در تارگتگذاری: اگر قیمت در "کف منحنی" (روند صعودی) وارد شدید، پتانسیل سود تا "سقف منحنی" (یا ناحیه عرضه قوی در تایمفریم بالاتر) بسیار بالاست. همینطور برای فروش در "سقف منحنی".
5. به کارگیری Volume Profile در این استراتژی (به عنوان ابزار تکمیلی)
همانطور که ذکر شد، آلفونسو مورنو به طور مستقیم Volume Profile را در استراتژی خود به کار نمیگیرد. با این حال، موسسات معتبر و معاملهگران پیشرفته از Volume Profile (به خصوص Session Volume Profile و Fixed Range Volume Profile) برای تأیید اعتبار نواحی عرضه و تقاضا و شناسایی مناطق مورد علاقه پول هوشمند استفاده میکنند.
چگونگی ادغام Volume Profile (به عنوان یک فیلتر تکمیلی):
- POC (Point of Control) در ناحیه بیس: اگر ناحیه بیس (consolidation) شما که منجر به حرکت قوی شده است، همزمان با یک POC (نقطه کنترل) در Volume Profile قرار داشته باشد (یعنی بیشترین حجم در آن سطح مبادله شده باشد)، این اعتبار ناحیه شما را به شدت افزایش میدهد. این نشان میدهد که در آن نقطه، توافق و فعالیت زیادی بین خریداران و فروشندگان برای شروع حرکت بعدی وجود داشته است.
- نقاط با حجم بالا/پایین (High/Low Volume Nodes):
- High Volume Nodes (HVN): اینها مناطقی هستند که حجم زیادی در آنها معامله شده است و میتوانند به عنوان حمایت یا مقاومت عمل کنند. اگر ناحیه عرضه/تقاضای شما با یک HVN همپوشانی داشته باشد، تأییدکننده قویتری است.
- Low Volume Nodes (LVN): اینها مناطقی هستند که حجم کمی در آنها معامله شده است. قیمت تمایل دارد این مناطق را به سرعت "جارو کند" (sweep through) تا به مناطق با حجم بالاتر برسد. اگر ناحیه شما پشت یک LVN قرار گیرد، میتواند نشاندهنده حرکت سریع قیمت به سمت ناحیه شما باشد.
- تأیید تارگتها: اگر تارگت شما (ناحیه عرضه/تقاضای مخالف) نیز همزمان با یک HVN یا POC در Volume Profile باشد، این تارگت را معتبرتر میکند.
- شناسایی مناطق انباشت/توزیع (Accumulation/Distribution): Volume Profile میتواند مناطق انباشت (Accumulation) قبل از حرکت صعودی و توزیع (Distribution) قبل از حرکت نزولی را با نشان دادن پیکهای حجم در آن مناطق تأیید کند. این مناطق اغلب همان نواحی بیس در پرایس اکشن هستند.
محدودیتها: Volume Profile در بازار فارکس (به دلیل ماهیت غیرمتمرکز آن) بر اساس حجم واقعی نیست، بلکه بر اساس تیک ولوم است. با این حال، بسیاری از تریدرها از آن به عنوان یک ابزار مفید در کنار پرایس اکشن استفاده میکنند. برای بازارهای متمرکز مانند سهام یا فیوچرز، Volume Profile اطلاعات بسیار دقیقتری ارائه میدهد.
خلاصه:
استراتژی آلفونسو مورنو بر سادگی، قدرت پرایس اکشن، و نظم شخصی تأکید دارد. فیلتر کردن نواحی بر اساس قدرت حرکت، تازگی و R/R مناسب حیاتی است. استفاده از تایمفریمهای بالا (H4/D1) برای شناسایی فرصتها و رویکرد "Set and Forget" برای کاهش دخالت احساسی، هسته اصلی این استراتژی را تشکیل میدهد. در حالی که او مستقیماً از حجم یا Volume Profile صحبت نمیکند، این ابزارها میتوانند به عنوان تأییدکنندههای قوی برای درک عمیقتر پویایی عرضه و تقاضا و یافتن نقاط با احتمال بالای موفقیت به کار روند.
یادتان باشد، تمرین و بکتست مداوم این مفاهیم بر روی نمودار، کلید تسلط بر این استراتژی است.